۱ آذر ۱۳۹۳

چگونه به شکلی مؤثر بر فقدان انگیزه غلبه کنیم

۱ آذر ۱۳۹۳ 3150 بازدیدکننده 0 نظر
چگونه به شکلی مؤثر بر فقدان انگیزه غلبه کنیم در این مقاله می خوانید

یکی از عوامل ضروری برای موفقیت در زندگی انگیزه برای انجام و ادامه ی کاری است که در حال انجام آن هستیم. چگونه می توان بر نبود این انگیزه غلبه یافت؟ ...

چگونه به شکلی مؤثر بر فقدان انگیزه غلبه کنیم

 

نداشتن انگیزه باعث می‌شود که تمایلی برای برداشتن نخستین قدم مورد نیاز برای رسیدن به آنچه که می‌خواهید را نداشته باشید. اگر راهی برای باانگیزه ماندن تا زمان رسیدن به هدف خود پیدا نکنید، شما انرژی مورد نیاز برای رسیدن به هدف را نخواهید داشت.

به دست آوردن انگیزه درباره کاری که می‌خواهید انجام دهید همیشه آسان است؛ اما باانگیزه ماندن بعدازآن، به مراتب چالش‌برانگیزتر است. به دست آوردن انگیزه به‌مراتب ساده‌تر از باانگیزه ماندن است.

چقدر راحت از انگیزه به بی‌تفاوتی می‌رسید؟ انگیزه همانند تمیز ماندن بعد از حمام رفتن است و دوام نمی‌آورد ، به همین دلیل توصیه می‌شود که هر روز آن را تقویت کنید.

در اینجا 4 دلیل رایج از دست دادن انگیزه، و کارهایی که می‌توانید در مورد آن انجام دهید آورده شده است.

 

1. این خیلی دور از دسترس است

کسب انگیزه

 

یکی از رایج‌ترین دلایل برای شروع از دست دادن انگیزه، این است که کار از آن چیزی که انتظار داشتید سخت‌تر می‌شود. آیا تابه‌حال برای شما پیش آمده است که واقعاً احساس کرده باشید که برای شروع کاری باانگیزه هستید، اما باگذشت زمان و هنگامی که متوجه می‌شوید که آن کار واقعاً چقدر چالش‌برانگیز است، به‌سرعت انگیزه‌تان از بین رفته باشد؟ اگر مطمئن نباشید که می‌توانید کاری را که می‌خواهید انجام دهید، و هدف شما بیش‌ازحد دور از دسترس به نظر برسد، شما احساس انگیزه زیادی برای اقدام کردن نخواهید داشت.

اگر شروع به از دست دادن اعتمادبه‌نفس کردید و احساس تردید به وجود آمد ، بازهم ادامه دهید. اول از خود بپرسید: چه چیزی این کار را برای من این‌قدر دشوار می‌کند؟ شما باید آنچه باعث می‌شود چنین احساسی داشته باشید، و آنچه برای ادامه دادن به شما اعتمادبه‌نفس بیشتری می‌دهد را شناسایی کنید. هر آنچه به ذهنتان می‌رسد بنویسید. این می‌تواند فقدان برخی مهارت‌ها، اعتمادبه‌نفس، شفافیت، زمان، یا موارد دیگری باشد.

 هنگامی‌که علت را شناسایی کردید، می‌توانید روش‌هایی برای غلبه بر این مشکل پیدا کنید تا برای ادامه مسیر به جلو احساس انگیزه داشته باشید. به‌جای دست کشیدن از هدف خود، راهی برای به دست آوردن اعتمادبه‌نفس بیشتر در مورد توانایی‌های خود پیدا کنید، و هدف بزرگ‌تر خود را به اهداف کوچک‌تری شکسته و دوباره باانگیزه شوید. اگر شما به خاطر بیش‌ازحد دشوار شدن مسائل از هدفتان دست بکشید، در زندگی خود از بسیاری از چیزهای خوب دست کشیده‌اید.

 

2. احساس به دام افتادن

کسب انگیزه

 

آیا تا به حال برای شما پیش آمده است که در مورد آنچه انجام می‌دهید احساس انگیزه داشته باشید، ولی در همان زمان نسبت به شروع کار بر روی آن احساس گیرافتادن داشته باشید؟ اگر شما احساس گیر افتادن داشته باشید، رسیدن به هدف را به تعویق انداخته و به‌سرعت انگیزه خود را برای ادامه دادن مسیر از دست خواهید داد.

زمانی که شما می‌خواهید کاری جدید انجام دهید و یا اقدامی در جهت رسیدن به هدف خود انجام دهید، لازم است که احساسات و اعمال شما در یک راستا باشند. وقتی‌که احساسات شما با عملتان هم‌تراز نباشند، هیچ‌چیز پیش نخواهد رفت و شما احساس گیر افتادن خواهید داشت. هنگامی‌که احساس می‌کنید به دام افتاده‌اید، درون خودتان را بررسی کنید و تشخیص دهید که آیا این اقدام یا احساسات شماست که شما را از رسیدن به هدف بازمی‌دارد؟ افکار و احساسات واقعی شما درباره این هدف و اقداماتی که لازم است برای رسیدن به آن انجام دهید چه هستند؟

بیایید بگوییم که شما یک کارمند آزاد هستید و به دنبال پیدا کردن مشتری‌های بیشتری هستید و این هدف اصلی شماست. یکی از راه‌کارهایی که انتخاب می‌کنید این است که رزومه کاری و مشتریان برتر خود را برای افراد ارسال می‌کنید. شما می‌دانید که این استراتژی میزان موفقیت زیادی دارد درنتیجه تصمیم می‌گیرید که آن را در برنامه خود وارد کنید.

• اگر احساسات و افکار شما هم‌تراز نباشد، فکر خواهید کرد که این ‌یک گام خوب است، اما بعدازآن ممکن است احساس گیرافتادن داشته باشید، چراکه اعتمادبه‌نفس لازم برای نزدیک شدن به مشتریان بالقوه و ارائه خدمات خود را ندارید. شما گیر خواهید کرد و انگیزه خود را از دست خواهید داد.

• اگر اعمال شما هم‌تراز نباشند، در مورد توانایی‌های خود برای ترغیب مشتری احساس اعتمادبه‌نفس خواهید داشت، اما فکر نمی‌کنید که این بهترین اقدام برای رسیدن به هدفتان باشد. شما با اکراه این روش را انتخاب می‌کنید چون در جایی خوانده‌اید که این روش خوبی است. شما گیر خواهید کرد و انگیزه‌تان را از دست خواهید داد.

آنچه شما را در دام می‌اندازد مشخص کنید و آنچه را که لازم است تغییر دهید. خود را آزاد کنید تا انگیزه‌ای که به آن نیاز دارید خود به سراغتان بیاید.

 

3. شما نمی‌توانید بازگشت سرمایه‌گذاری خود را ببینید

کسب انگیزه

 

فقط به خاطر اینکه چیزی برای شما خوب است، به این معنا نیست که شما بلافاصله توسط آن باانگیزه خواهید شد. لازم است که شما یک بازگشت سرمایه خوب داشته باشید. شما باید بتوانید یک ارتباط روشن و تحریک‌کننده بین تلاش‌هایی که انجام داده‌اید و آنچه از آن حاصل می‌شود را مشاهده کنید. یک اشتباه بزرگ، این است که فرض کنید نسبت به چیزی باانگیزه خواهید شد و این حس کاذب را داشته باشید که این باید تحریک‌کننده باشد درحالی‌که واقعاً این‌طور نیست.

زمانی که متوجه می‌شوید تلاش شما برای رسیدن به هدف، از چیزی که فکر می‌کنید در نهایت به دست خواهید آورد بیشتر خواهد بود، شروع به از دست دادن انگیزه می‌کنید. در این وضعیت به دو روش می‌توانید کارها را پیش ببرید، یا در همان لحظه تصمیم بگیرید که ارزشش را ندارد، و یا دلایلی را مشخص کنید که این کاری واقعاً عالی برای انجام دادن است.

• پاداش‌های درونی نسبت به پاداش‌های مادی بیشتر محرک انگیزه هستند، بنابراین شما می‌توانید با ارتباط دادن اهداف خود به ارزش‌هایتان کار را شروع کنید. هنگامی‌که اهداف شما باارزش‌های واقعیتان هم‌تراز باشد، تلاش کردن و باانگیزه باقی ماندن را آسان‌تر خواهید یافت.

• سپس تا جایی که می‌توانید منافع (و منافع منافع) را به آنچه می‌خواهید انجام دهید ارتباط دهید. تا آنجا که می‌توانید دلایل معنی‌دار برای اینکه چرا اهداف شما برایتان خوب خواهد بود، پیدا کنید. برای تجدید انگیزه خود، تلاش کنید که لیستی از حداقل 10 مزیت ایجاد کنید.

• در نهایت، شما می‌توانید مشخص کنید که اگر اقدامی نکنید، چه اتفاقی خواهد افتاد. ممکن است متوجه شوید که فرار کردن از یک شرایط نامطلوب، انگیزه بیشتری به نسبت رسیدن به یک شرایط مطلوب به شما می‌دهد.

 

4. احساس ناامیدی می‌کنید

کسب انگیزه

 

تابه‌حال احساس کرده‌اید که در قایقی نشسته‌اید که برخلاف جریان آب به سمت بالادست می‌رود؟ این مبارزه‌ای مداوم است و احساس می‌کنید که شما به هیچ‌وجه هیچ پیشرفتی نمی‌کنید. زمانی که بسیاری از درگیری‌ها، موانع، و چالش‌های پیش‌رویتان وجود داشته باشد، و از ناامیدی به ناامیدی بروید، انگیزه خود را به سرعت از دست می‌دهید.

تصور کنید که قایق را به طرف مخالف چرخانده‌اید و اجازه داده‌اید که به جهت پایین جریان شناور شود. شما می‌توانید این کار را با تغییر نگرش خود به وضعیت انجام دهید. احساس ناامیدی احساس خوبی نیست. هیچ‌کس نمی‌خواهد ناامیدی را تجربه کند. آیا امکان دارد که در ناامیدی‌ها پیامی وجود داشته باشد و آن‌ها نه خوب باشند و نه بد؟ اغلب ما آن‌قدر تجربه‌های مشابه را به خود جذب می‌کنیم تا بالأخره یاد می‌گیریم که چگونه با آن به روشی متفاوت و بهتر برخورد کنیم.

گاهی اوقات شما باید آن‌قدر  به شنیدن "نه" ادامه بدهید تا بالأخره به "بله" برسید. و گاهی اوقات نیاز است به‌جای واکنش کورکورانه و فقط دیدن آنچه می‌خواهید، موهبتی که در آن موقعیت نهفته است را ببینید. این ممکن است دقیقاً همان چالش‌هایی باشند که شما برای رشد کردن باید به آن‌ها غلبه کنید و زمانی که در نهایت به هدف خود رسیدید از شما حمایت خواهند کرد. احساس ناامیدی شما ممکن است به دلیل نگرش شما نسبت به وضعیت باشد؛ آیا ممکن است راه بهتری برای نگاه کردن به آن وجود داشته باشد؟ اگر وجود دارد، شما دیگر به‌هیچ‌وجه احساس فقدان انگیزه نخواهید کرد.

اگر شما می‌خواهید به‌طور مؤثر بر فقدان انگیزه در خود غلبه کنید، باید دلیل از دست رفتن انگیزه را متوجه شوید، و سپس برای یافتن دوباره آن تلاش گسترده‌ای انجام دهید – انگیزه همیشه وجود دارد، فقط نیاز است که آن گام اضافی را برای پیدا کردن آن بردارید و آن را برگردانید. 

 

مطالب دیگری که ممکن است بپسندید

نظر کاربران

    شما هم می توانید در مورد این مطلب نظر بدهید.

    کاربر گرامی، لطفاً توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظرات شما درباره ی این مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که سوالی در رابطه با این مطلب دارید یا نیازمند مشاوره هستید، فقط از طریق تماس تلفنی با بخش مشاوره اقدام نمایید.


    نام :
    ایمیل:
    متن مورد نظر:

    عضویت در خبرنامه wiki5040