۲۵ آبان ۱۳۹۳

4 مرحله ساده برای مقابله با ناامیدی‌ها

۲۵ آبان ۱۳۹۳ 2458 بازدیدکننده 0 نظر
4 مرحله ساده برای مقابله با ناامیدی‌ها در این مقاله می خوانید

برای هریک از ما در زندگی شرایط دشواری پیش می آید که بسیار ناامید شده و فکر می کنیم راهی برای ما نمانده است. چگونه می توان بر این ناامیدی ها غلبه یافت؟ ...

4 مرحله ساده برای مقابله با ناامیدی‌ها

 

آیا شما پس ‌از آن‌ همه تلاش برای بستن یک قرارداد تجاری شکست‌خوردید؟ رابطه دوستی‌تان با وجود اینکه شما همیشه مراقب او بودید و او را گرامی می‌داشتید برهم‌خورده است؟

به شکلی غیرقابل گریز، زندگی سنگ‌هایی جلوی پای ما می‌اندازد که سبب ‌ترش‌رویی و دل‌شکستگی ما می‌شود. به آن‌ها اجازه ندهید که شما را ناامید کنند. شما حتی به مشاوره یا تعداد زیادی کتاب که به شما انگیزه بدهند نیازی ندارید. در اینجا چهار مرحله ساده برای مقابله با ناامیدی در زندگی را ارائه می‌دهیم:

 

1. دردها را آزاد کنید

مقابله با ناامیدی‌ها

 

با بیش‌ترین شدت و بلندترین صدایی که نیاز دارید گریه کنید. اگر می‌خواهید فریاد بزنید، فریاد بزنید. مشکلی نیست که احساس ضعف کنید. لازم نیست که همیشه قوی باشید. نگاه کردن به نیمه‌پر لیوان، شاد بودن و غیره را فراموش کنید. در حال حاضر هیچ جایی برای مثبت اندیشی وجود ندارد. شما در وهله اول نیاز به بیان همه غم و اندوه، خشم و سرخوردگی‌های خود دارید. همه آن‌ها را برطرف کنید. هیچ اثری باقی نگذارید. اشکالی ندارد که اگر در یکی از امتحانات مهم خوب عمل ‌نکرده‌اید، برای چندین روز  گریه کنید.

 

"به گریه ادامه دهید... اجازه دهید که همه آن خارج شود. ناخشنودی نمی‌تواند در روح یک شخص رخنه کند، زمانی که با اشک نرم و صیقلی شده است" - شانون هیل

 

2. از حمایت دیگران استفاده کنید

مقابله با ناامیدی‌ها

 

گریه‌تان تمام شد؟ الآن قلب شما ممکن است خالی باشد. به دنبال دریافت محبت باشید- که ممکن است به شکل یک آغوش گرفتن و یا نوازش روی شانه باشد. هیچ‌کسی در اطراف نیست؟ حیوان خانگی خود - و یا بالش خود را در آغوش بگیرید! در هر صورت، شما الآن به هیچ‌گونه مشاوره‌ای نیاز ندارید. سعی نکنید هیچ‌چیز را حل و فصل کنید. فقط به دنبال کمی دلداری باشید، چیزی که بتوانید به آن تکیه کنید. اول کاری کنید که احساس بهتری داشته باشید.

خود را نیاز به اینکه بخواهید کارها به روش خاصی انجام شوند، رها کنید. جهان کامل است و قصوری وجود ندارد. به خودتان این فرصت را بدهید که از نگرانی‌هایتان رها شوید و به این موضوع که همه‌چیز به‌طور کامل اتفاق می‌افتد اعتماد کنید. 

 

3. ذهن خود را پاک‌کنید

به پیاده‌روی بروید. به طبیعت نگاه کنید. اگر می‌توانید، چمدانی کوچک ببندید و صرفاً به سفر بروید. خود را از همه انتظارات رها کنید و به خود اجازه نفس کشیدن، استراحت، و آرامش بدهید. همه آنچه شما نیاز دارید زمان است و اینکه اجازه دهید همه‌چیز به‌طور طبیعی حل‌وفصل شود. این مشکلات حل خواهند شد؛ و به یاد داشته باشید که هیچ‌کس را سرزنش نکرده و یا در مورد آن‌ها قضاوت نکنید، به‌ویژه خودتان را. در عوض، با خودتان مهربان باشید. زخم‌ها التیام می‌یابند.

"بهترین درمان برای کسانی که می‌ترسند، و  یا تنها و ناراحت هستند، بیرون رفتن است، جایی که بتوانند کاملاً با آسمان، طبیعت و خدا تنها باشند؛ زیرا تنها پس‌ازاین تنهایی فرد احساس می‌کند که همه‌چیز همان‌طور است که باید باشد. تا زمانی که این روش وجود داشته باشد و قطعاً همیشه هم همین طور خواهد بود، همیشه و در هر شرایط ممکنی برای هر غم و اندوهی راحتی وجود خواهد داشت؛"

 

4. با مشکلات خود روبرو شوید

مقابله با ناامیدی‌ها

 

آیا احساس بهتری دارید؟ اکنون زمان آن است که مسائل را حل و فصل ‌کنید. این کار مهم است، زیرا اگر شما از مشکلات درس نگیرید، آن‌ها تبدیل به یک بومرنگ می‌شوند و به خودتان بازمی‌گردند.

حالا احساسات خود را بنویسید. همچنین می‌توانید یک نقشه ذهنی تهیه کنید. هدف این است که نگاهی تازه به کل مسئله داشته باشید.

چه چیز باعث احساس ناامیدی شما شده است؟

چه انتظاری داشتید؟

چرا انتظاراتتان برآورده نشد؟

آیا به همان بدی است که فکر می‌کردید؟

آیا کاری هست که بتوان برای جبران آن انجام داد؟

مراحلی که باید برای جبران آن انجام دهید چیست؟

 

اگر شما فکر می‌کنید هنوز هم راه‌هایی برای حل‌وفصل اوضاع وجود دارد، فوراً عمل کنید. از سوی دیگر، اگر شما فکر می‌کنید که موضوع خارج از کنترل شماست، لازم است که آن را به حال خود بگذارید و آن را همان‌طور که هست بپذیرید. باور کنید که تمام تلاش خود را کرده‌اید. اگر باور ندارید، به خود وعده دهید که هشیار باشید و دفعه بعد یک رویکرد بهتر را پیش بگیرید. در اینجا پیشنهاد ترایون ادواردز را بیان می‌کنیم: اعمال صحیح در آینده، بهترین پوزش از اعمال بد گذشته می‌باشد.

راستش را بخواهید، گاهی اوقات زندگی طبق خواسته‌های ما عمل نمی‌کند و آن طور که ما دوست داریم پیش نمی‌رود ؛ اما همیشه این را باور داشته باشید که همه‌چیز به یک دلیل اتفاق می‌افتد - یک دلیل خوب. تجربه‌ها ممکن است بد به نظر برسند، اما باارزش هستند. آن‌ها به ما کمک می‌کنند تا قوی‌تر و عاقل‌تر شویم و همه‌چیز را از دیدگاه متفاوتی ببینیم و یادبگیریم که قدر چیزهایی که داریم را بدانیم. آن‌ها ما را به خودِ بهتری تبدیل می‌کنند.

 

خوب. بلند شوید، غبار را از سر و روی خود پاک‌کنید، و روزی جدید را با امید در آغوش بگیرد!

 

مطالب دیگری که ممکن است بپسندید

نظر کاربران

    شما هم می توانید در مورد این مطلب نظر بدهید.

    کاربر گرامی، لطفاً توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظرات شما درباره ی این مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که سوالی در رابطه با این مطلب دارید یا نیازمند مشاوره هستید، فقط از طریق تماس تلفنی با بخش مشاوره اقدام نمایید.


    نام :
    ایمیل:
    متن مورد نظر:

    عضویت در خبرنامه wiki5040