۱۶ بهمن ۱۳۹۲

زندگی نامه سقراط

۱۶ بهمن ۱۳۹۲ 5585 بازدیدکننده 3 نظر
زندگی نامه سقراط در این مقاله می خوانید

در این مقاله با زندگی نامه سقراط و روش های او آشنا خواهید شد. ...

زندگی نامه سقراط

زندگی نامه سقراط

سقراط، یک فیلسوف یونانی  است که اغلب از وی به عنوان پدر فلسفه غرب و فردی که نقشی کلیدی در توسعه تمدن غرب داشت یاد می شود."

"زندگی بررسی نشده، ارزش زندگی کردن را ندارد" سقراط - جمهوری

سقراط هیچ نوشته ای از خود به یادگار نگذاشت، به همین دلیل، بیش از هر چیزی، از طریق نوشته های شاگرد خود، افلاطون، شناسانده شد. نوشته های آریستوفانس و نمایشنامه نویس معاصر، گزنفون، نیز سهمی در شناساندن شخصیت سقراط ایفا کرده اند.

سقراط

این امکان وجود دارد که افلاطون، با زینت دادن جایگاه ارسطو، وی به عنوان شریف ترین فیلسوف به مردم نمایانده باشد. فهمیدن میزان این بزرگنمایی مشکل است، ولی به هر ترتیب، زندگی سقراط، تاکنون به صورت الهامی بزرگ برای بسیاری از افراد باقی مانده است.

سقراط با سانسیپی (یونانی:Ξανθίππη) ازدواج کرد و آنها با هم دارای سه فرزند شدند. تواریخ نشان می دهد که زن سقراط بدخلق بود و سخت خوشحال می‌شد، ولی با این وجود سقراط شخصیت آرام و فلسفی خود را با وی حفظ می کرد.

 

روش سقراطی

به غیر از یک دوره کوتاه در ارتش، خیلی روشن نیست که سقراط خرج زندگی خود را از چه روشی تامین می کرد، اما او گروهی از مردان جوان را که برای یادگیری و مطالعه با سقراط گرد می آمدند، به خود جذب کرده بود. سقراط روش پرس و جو و سوال از خود را در آموزش دنبال می کرد. او ادعا نمی کرد که جواب سوال ها را بلد است، بلکه صرفاً سوال هایی از دانش آموزان خود می پرسید و آنها را مجبور می کرد که در عقاید و ذهن خود، برای رسیدن به جواب تفکر کنند.

 

و اما در مورد خود من، تنها چیزی که می دانم این است که چیزی نمی دانم.  سقراط - جهموری

 

این جمله معروف سقراط، نشان دهنده روش سقراطی است. سقراط همیشه به محدودیت دانش خود آگاه بود.

افلاطون می نویسد که چگونه سی فرد ظالم سعی کردن سقراط را در قضیه اعدام ناعادلانه لئون سالامیس، که با آنها مخالفت می کرد، با خود همراه کنند. با این حال، سقراط با وجود اینکه ممکن بود خود اعدام شود، از این کار خودداری کرد و خطر را به جان خرید.

در طول زندگی سقراط، دولت آتن دستخوش آشفتگی های سیاسی پس از یک شکست تحقیر آمیز در جنگ شبه جزیره جنوبی یونان گردید. این وضعیت احساسات ملی گرایی و وفاداری به دولت آتن را تشدید کرد. با این حال، سقراط خود را مجبور دید که هموطنان خود را آزمایش کرده و مورد بررسی قرار دهد. او همچنین مایل به نقد و آزمایش مفاهیم عدالت و جلوگیری از ایجاد یک دیدگاه فرقه ای باریک بود.

سقراط

سقراط در یکی از نوشته های خود که توسط پلوتارک ذکر شده است این عبارت را بیان کرده است:

 

"من نه یک آتنی و نه یک یونانی هستم، بلکه یک شهروند جهان می باشم. "

 

با این حال، انتقادها و به پرسش های مداوم سقراط، دشمنان سیاسی زیادی برای او ایجاد کرد و جایگاه او به دلیل جو مشکوک آن دوران در حال افول بود.

یکی از دوستان سقراط به نام کرفون (یونانی: Χαιρεφων) از اوراکل دلفی پرسید که آیا کسی عاقل تر از سقراط وجود دارد؟ اوراکل در جواب گفت که هیچ کس عاقل تر از سقراط نیست.

سقراط فکر می کرد که این یک تناقض است، چرا که او هیچ چیز نمی دانست، با این حال، بعد از صحبت با همه شاعران برجسته و بزرگان آتن، سقراط متوجه شد که اگرچه افراد دیگر فکر می کردند که چیزهای زیادی می دانند، ولی واقعاً اینطور نبود. بنابراین سقراط تأیید کرد که حرف اوراکل درست بوده است، زیرا او خردمندترین مردم بود، صرفا به دلیل اینکه از جهل خود آگاه بود.

 

"من عاقل تر از این مرد هستم ، زیرا به نظر می رسد که هیچ کدام از ما چیزی عالی و خوب نمی دانیم، با این حال او گمان می کند که چیزی می داند، در حالی که من ، چون چیزی نمی دانم، به ندانسته های خود افتخار نمی کنم. پس در این مورد خاص بیهوده، به نظر می رسد که من عاقل تر از او هستم، زیرا من به اینکه چیزی را می دانم که نمی دانم افتخار نمی کنم.

 

ماهیت سقراط

سقراط اغلب به عنوان یک قدیس بزرگ به تصویر کشیده شده است، کسی که بر نفس خود چیره شده بود. اگرچه معروف است که وی خشمی سریع نیز داشت. داستانی در مورد سقراط وجود دارد که وی با برخی از دانش آموزان خود، برای دیدن یک پیشگوی معروف رفتند. از پیشگو خواسته شد تا در مورد ماهیت سقراط صحبت کند.

او پاسخ داد که سقراط تمام ویژگی های منفی غرور ، خودخواهی ، ترس، و نفرت را در خود دارد.

در این هنگان دانش آموزان وی به خشم آمدند، زیرا این خصوصیات را در معلم خود نمی دیدند.

در این زمان آن پیشگو ادامه داد: درست است که سقراط دارای همه این ویژگی ها است، ولی برخلاف دیگران، توانسته است که پا بر همه آنها گذاشته و آنها را اسیر کند.

 

محاکمه و اعدام سقراط

دیدگاه های غیر معمول سیاسی سقراط و تمایل وی به افشای جهل دیگران، دشمنان بسیاری برای وی ایجاد کرد. این امر در نهایت به دستگیری و محاکمه او منجر شد. این محاکمه در نوشته های افلاطون به صورتی پر احساس به تصویر کشیده شده است. افلاطون در نوشته های خود، تصویری از این فیلسوف بزرگ را که کاملا از ترس مرگ جدا شده و متعهد به حقیقت است را رسم کرده است. مدت کوتاهی پیش از مرگ، سقراط گفت :

 

"ساعت عزیمت فرا رسیده است، و هر کدام از ما به راه خود می رویم، من به سوی مرگ و شما به سوی زندگی، کدام بهتر است، این را تنها خدا می داند"

 

سقراط

هنگامی که سقراط به جرم " فساد ذهن جوانان آتن و بی ایمانی" مجرم شناخته شد، او با آرامش حکم را قبول کرد و به جای سعی در  فرار از مجازات اعدام، او زهر شوکران را پذیرفت. اگر سقراط اعتقادات خود را رها کرده بود، او می توانست آزاد شود، حتی می توانست سعی کند تا فرار کند ، اما به عنوان یک فیلسوف، او احساس کرد که باقی ماندن بر باورهای خود، اهمیت بیشتری دارد. او همچنین پیوندی اجتماعی با دولت آتن داشت، و بنابراین باید میل و علاقه سرنوشت خود را پذیرفت.

 

مطالب دیگری که ممکن است بپسندید

نظر کاربران

    شما هم می توانید در مورد این مطلب نظر بدهید.

    کاربر گرامی، لطفاً توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظرات شما درباره ی این مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که سوالی در رابطه با این مطلب دارید یا نیازمند مشاوره هستید، فقط از طریق تماس تلفنی با بخش مشاوره اقدام نمایید.


    نام :
    ایمیل:
    متن مورد نظر:

    عضویت در خبرنامه wiki5040